محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
320
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
هيچيك از ما را در قيد حيات نخواهد گذاشت [ 176 ] و فرهاد خان جناب آصف مكان را بطايفهاى از ملازمان خود كه ايشان را اربطان ميگفتند سپرده در عقب اردو مىبردند و اين جماعت ، در اردو ترخان طور سلوك مينمودند و هر كار از معقول و نامعقول كه ميكردند از پيش مىبردند و مرتكب هر نوع قباحتى كه ميشدند منعى و بازخواستى كه متضمن تأديب و سياست ايشان باشد نبود . القصه چون دو سه منزل به اين منوال آن كواكب سپهر اجلال [ را ] برده محافظت نمودند ، امراى مشار اليهم با يكديگر جانقى درست داشتند كه باتّفاق به پادشاه عرضه داشت ميكنيم كه اربطان ميرزا محمد را جهت علوفه كه ازو طلب داشتهاند بخشونت رسانيدهاند و به آن اكتفا نكرده مهم منجر بفساد شده و ميرزا محمد را آن جماعت كشتهاند . اگر پادشاه كمال اعراض مىكند ، و در صدد اخذ و قتل معاندان مىشود ، ميگوئيم كه از افواه چنين شنيديم يحتمل كه خلاف واقع باشد و اگر چندان از جا در نمىآيد ، از آن پس كس ميفرستيم و كارش ميسازيم و به اين قصد و عزيمت ، باتفاق به خدمت شهريار آفاق رفته مضمون مواضعه را عرض نمودند و نوّاب والاجناب ، اول مرتبه از استماع اين حرف اعراض بىنهايت كرده تعرضات خشم آلود فرمود و امراء نوبت ديگر من حيث المجموع متفق الكلمه بموقف عرض رسانيدند كه الحال قضيه ايست واقع شده سر پادشاه بسلامت . و نواب بعد از اعراض بسيار بر زبان آورد كه اى كافر ظالم چند ، هرگز كسى سيد عزيزى را در شب جمعه كشته است و ايشان ، سر در پيش انداخته هيچ نگفتند . و نواب ، در كمال اضطراب متوجه حرم شده ، امراء من كل الوجوه ، خاطر از اينجهت جمع ساخته بر كشتن آن شمع شبستان وزارت قرار دادند و با يكدو نفر از آن گروه ابتر مقدمه كردند و بعد از قطع اندك مسافتى آن ناكسان غافل ، آن اميدگاه اهل دل را از راه بيرون برده قريب به نيم